سيد محمد خالد غفارى

69

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

از خود مزدوج گشته و از ازدواج آنها نورى يا برزخى ديگر پيدا شده است ، اين سلسلهء نسبتها و ازدواجها تا آنجايى كه جهت و نسبت طرف ضعيف به حدّى برسد كه ديگر قابليّت بارورى و تكثّر را نداشته باشد ادامه خواهد يافت ؛ و از اين جاست كه در عالم هستى ، جز مبدأ كلّ كه واحد است ، همهء اجزاى عالم ، جفت و مزدوج هستند ، مثلا انوار مجرّد بر دو نوع‌اند : انوار مدبّر و انوار قاهر ، انوار قاهر هم خود بر دو قسم‌اند : انوار اعلون و ارباب اصنام ؛ جوهر هم دو نوع است : جسم و غير جسم ؛ و از اين قبيل است شرق و غرب و راست و چپ و نر و مادّه و غيره : « . . . و از بهر كمال و نظام ، ازدواج لازم آيد هر ناقصى را با كاملى تا اقتدا بود بر نسبت اوّل ، و وحى الهى بدين ناطق است : ( وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ « 1 » ) . . . » . « 2 » و در حكمة الاشراق هم در اين مورد مىفرمايد : « . . . و اعلم انّ لكلّ علّة نوريّة بالنّسبة الى المعلول محبّة و قهرا و للمعلول بالنّسبة اليها محبة يلزمها ذلّ ، و لأجل ذلك صار الوجود بحسب تقاسيم النّوريّة و الغاسقيّة و المحبّة و القهر و العزّ اللّازم للقهر بالنّسبة الى السّافل و الذّلّ اللّازم للمحبّة بالنسبة الى العالى ، واقعا على ازدواج كما قال تعالى : وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ . . . « 3 » » . « 4 » اصطلاح « ازدواج » در آثار حكما و نيز آثار شيخ اشراق در دو مورد ديگر نيز به كار رفته است : يكى در مورد تأثير اجرام سماوى بر عناصر زمينى و توليد مواليد ثلاثه است كه مشهور است ، و ديگر در مورد تركيب و سازش عناصر اربعه با هم ديگر و حصول مزاج و پيدايش همان مواليد ثلاثه از آن است . ازل و ابد « . . . و دوام وجود [ در ] ماضى ، آن را ازل خوانند و دوام وجود را در مستقبل ابد خوانند . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، ص 119 ) « . . . و نيز گفتند كه امروز آخر همه روزهاى رفته است ، پس روزهاى گذشته را چون

--> ( 1 ) سوره 51 ( الذاريات ) آيهء 50 ، ( از حاشيه ص 104 هياكل النور ) . ( 2 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ هياكل النور ، ص 104 . ( 3 ) سوره 51 ( الذاريات ) ، آيهء 49 . ( 4 ) حكمة الاشراق ، ص 148 .